سکال
Skál
دانا بیست و یکی ساله است و در گردهمایی با سنت های مسیحی در کمربند کتاب مقدس ایسلند بزرگ شده است. او به تازگی به ترش هاون نقل مکان کرده است و با تریفوی یک هنرمند هیپ هاپ و شاعر معروف به عنوان سیلوردرنغر آشنا می شود. او از خانواده ای سکولار می آید و اشعار و متن هایی درباره پشت صحنه های انسانیت می نویسد. دانا خودش در گروهی مسیحی می خواند اما از شهامتی که تریفوی برای نوشتن اشعار بشدت صریح دارد شگفت زده است. او سعی می کند جایگاه خودش را در جهان پیدا کند و خود را بشناسد تا آغاز به نوشتن متن های شخصی تر می کند. نوشته های او به مجموعه ای از اشعار انتقادی به نام «سکال» تبدیل می شود که درباره دوگانگی زندگی است که او و جوانان دیگر باید در دنیای محافظه کار مسیحی زندگی کنند.