خط داستانی
کِرشناسامی (آرجن سارجا)، مردی محترم و سایمیاپن (ثیلکان) در سالها درگیر اختلافی هستند. آموده (نیکیتا) دختر کرشناسمِی، پدرش را قاتل میداند و از او متنفر است. چند سال پیش کرشناسامی استاد چای با دوستش کاندهاسمی بوده است. پس از مرگ پدر، او مسئولیتهای بسیاری به دوش میکشد. او عاشق سینتمافانی (رژا) میشود. در این میان سایمیاپن، سردستهٔ محلی، نامزدی را به هم میزند چون پدر سینتمافانی، پسر او را به دخترش وعده داده بود. روزی کرشناسمِی در یک مراسم سیاسی به سایمیاپن توهین میکند که این بیحرمتی آزارش میدهد تا جایی که او اراذلش خانهٔ کرشناسمِی را آتش میزند و برادر کرشناسامی که در خانه بود میمیرد. خشم در او بالا میگیرد و وارد خانهٔ سایمیاپن میشود و با افراد شرورش مقابله میکند اما پلیسِ عادلِش (ناگِش) او را دستگیر میکند. مأمور پلیس به او مأموریت میدهد: توقف فعالیتهای غیرقانونی سایمیاپن.