اعتراف
Confession
در کوههای ساکت، محاط به کوههای زیبا از همه طرف. مردی با گلدان گور از ازل ایوریو کانو مقابل میزوکی تاکاهاشی، زن زیبایی که به شعلۀ کوره در کارگاهی ساده نگاه میکند، ظاهر میشود. ایوریو برادرشوهر میزوکی است و آمدنش خبر از درگذشت مادر میزوکی میدهد. میزوکی خانه والدین را ترک کرده و با همسرش تتاوراشی کاپیگرکاره به زندگی آرامی میپردازد. حضور ایوریو آرامش را میشکند و او را به گذشته تاریک برمیگرداند. احساس گناه نسبت به پدرش که به مرگ او منجر شد و عشق و نفرتش نسبت به ایسوو که هرگز با او صلح نکرده، در قلبش ریشه دارد. این گناه نسبت به کارهایش در نهایت میشود روحی از سوی ایسو که میشود او را به مسیر destruction هدایت کند.