خط داستانی
لی من-جائه در آستانه زندگی خود، حتی نامش را هم برای بقا فروخته است. در دنیای بندرگاههای بی رحمانه که هیچ کس را نباید اعتماد کرد، او با توانایی محاسبه، رشتهای از زندگی را نگه میدارد. روزی تصمیم میگیرد برای فرزند بهزودی متولدشدهاش بازنشسته شود و مأموریت بزرگی را به پایان برساند. لحظهای که فکر میکرد همه چیز بهخوبی پیش میرود، به دلیل سرمایهگذار نامشخصی با اتهام اختلاس صد میلیون دلار تحت تعقیب قرار میگیرد و با اعلان خبر مرگ خود رو به رو میشود. مشاور سیاسی، خانم شیم، هنگامی که من-جائه در زندان خصوصی جهنمی گرفتار است، به او ظاهر میشود و با زندگی خود به عنوان وثیقه معاملهای پیشنهاد میدهد. من-جائه برای بازیابی نام، خانواده و زندگیاش این پیشنهاد را میپذیرد.