خط داستانی
داستان عشقی ممنوعه در دهکدهای که رودخانههای پرآب تهدید میکند. با بازگشت Slaven به خانه برای عزای پدر، او پیوندی دوباره با دوست کودکیاش مارکو برقرار میکند، عشقی نوجوانانه که پدرش او را از خانه بیرون رانده بود. اکنون با وسوسهٔ پیوستن دوباره روبهرو میشوند و برای صلح با تصمیمات خود و مبارزه با محدودیتهای خانوادگی دست و پنجه نرم میکند.