مانِو مردی همچون پدرم
’n Man Soos My Pa
خوان به همراه خانوادهاش از زندگیاش در انگلیس به کیپ تاون برمیگردد وقتی متوجه میشود مادرش در حال مرگ است. او خواهان آشتی با پدر المشربش میشود اما هر آنچه از کودکی به یاد میآورد ناامیدی و شرم است و با وجود میل به بودن با مادرش، شدیداً از پدرش متنفر است؛ شاید دلیلش این است که خوان از وجود خودش به خاطر پدر نفرت دارد.